تاریخ مردمان کرد

تاریخ مردمان کرد

مردمانکرددردورهماقبلازتاریخواسطورههایایرانی

کُرددر شاهنامهفردوسی :

فردوسی درداستانقیام کاوهآهنگر برعلیه ضحاکماردوش بهکُردهاچنیناشارهمیکند:

هنگامیکه ضحاکماردوش برایآرامکردنمارهایرویدوشهایشبهپیرویاز اهریمن دستوردادتاهرروزدوجوانایرانیرابکشندومغزسرهایشانراطعمهمارهاکنند،دراینهنگامدوآشپزایرانیبهنامهای ارمایل و گرمایل بهزیرکیخودرابهدرباررساندندودرآشپزخانه ضحاک مشغولکارشدند.

ایندونفرهرروزیکیازدوجوانراکهرشیدترازدیگریبودرهامیکردندومغزسردومیرابامغزسرگوسفندیمیآمیختندوطعمهمارهامیکردند. تادستکمیکیازدونفررانجاتدادهباشند. جوانرشیدرهایییافتهبهکوههاپناهمیبردودرآنجاچوپانیپیشهمیکردوپنهانیروزگارمیگذرانید.

فردوسی سپسمیگوید:

(((خورشگربدیشانبزیچندومیش؛سپردیوصحرانهادندپیش)))

(((کنونکُردازآنتخمهداردنژاد؛کهزآبادنایدبهدلبرشیاد)))

یعنیازافزایشنسلاینجواناننژادهورشید،جمعیت«کُرد»پدیدآمد.

فردوسی اززبان کاوهآهنگر هنگامقیامشبرضد ضحاک میگوید :

بپوییدکاینمهترآهرمنست؛جهانآفرینرابهدلدشمناست.

همیرفتپیشاندرونمردگُرد (زبانشناسانبهکُردتعبیرکردهاندوالبتهپهلوان)؛جهانیبروانجمنشدنهخرد(

کهایناوجحضورکُردهادر شاهنامه فردوسی است درداستان کاوهآهنگر و ضحاک استکهبعدازقیام کاوهآهنگر وپیروزیدربرابر ضحاک؛ فردوسینژاد«کُرد»رااز کاوهآهنگر میداندکهعمدهایننژادساکنکوهستانهایغربایرانشدندوباازدیادجمعیتشانمتحدشدندو ضحاک راسرنگونکردند.

دلیلاینموضوعبریقیناست. درگذشتهاهوراییایرانزمینحوادثیچونحملهبربرهاواقواممهاجمهمچنینگرمایبیشازاندازهسببمیشدگروهیازآریاییهابهکوهستانهاپناهببرند. ومعمولاًبرایتأمینمایحتاجروزانهدستبهشکارودامداریمیزدند. بعدازگذشتچندیلقبکورتی (کُردی) یعنیمردمانکوهستانبرآنهاگذاردهشدوایناولینشکلگیرینژادیدرایراناستکهمربوطبههزارهسومقبلازمیلادوحکومتبزرگکوتیهادرایرانمیشودکهسرزمینآنهاکوتیومیادرزبانآشوری گوتیوم نامیدهشد.واژهکُردیاگُرد شکلگرفت. بعدهاهمینگوتیومتبدیلبهکشور ماد شدکهاولینحکومتبزرگکُردانشکلگرفت. دانشمندانازچهره،فرهنگونامهایپادشاهان ماد درکتیبههایدیگرکشورهاپیبهکردبودنآنهابردهاندماندانا مادر کوروشکبیر نیزازهمین مادهای کُردزبان

تاریخباستانی

امپراتوریماد (۵۸۵پ. م

منطقهامروزیکردستانعراقدردورانباستانبخشیازامپراتوری آشور راتشکیلمیدادآشوربانیپال درسال۶۳۳پمدرگذشتهوخشتره شاه ماد درحمایتاز بابل بهآشوراعلانجنگداد. هوخشترهدرسال۶۱۴پمازکوههایزاگرسگذشتوضمنتسخیرآبادیهایآشوریسرراه،شهرآشورپایتختدولتآشوررادرمحاصرهگرفت. پسازسقوطشهرآشور، نبوپلسر پادشاهبابلبهدیدارهوخشترهآمدودرآنجاپیماندوستیایرانوبابلتجدیدشد. درسال۶۱۳پمشاهآشوردرنینوابودواینشهرنیزدرسال۶۱۲پمتسخیرشد.نبوپلسر رهبربابلیهابههمکاریبا ماد رویآورد.

دردورههایبعدیوپسازیاریهارپاگوزیرآستیاگبه کوروشبزرگ وسقوطپادشاهیِایرانیماداینسرزمینبخشیازشاهنشهاهیهایهخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت.

براینمونهدرزمانهخامنشی آتروپاتن سردارایرانیساتراپاینسرزمینبودکهپسازحملهاسکندروصلحوتوافقبااوهمچنانبرقسمتیازسرزمینکردستانکهبعدهابه آتروپاتنکان یاهمان آذربایجان کنونینامگرفت،حکمرانیداشتودرامورخودکاملاًمستقلعملمینمود.

برخیمنابعازقبیلگزنفوندربارهٔکردانساکنزاگرسدرارتشهخامنشیانکهبالشکریاناسکندرجنگوستیزمیکردندواززبان استرابون جغرافیدانیونانباستانواراتسندبیراسکندردربارهٔطوایفکردانبارزانی کهبالشکریاناسکندردرحالعقبنشینیجنگیدندبسیارسخنرفتهاست.

برخیمنابعازقبیلنولدکه (NOLDKE ۱۸۹۷) آوردهاندکهطوایفکردیکهدرنواحیمرکزیوجنوبایرانوجودداشتنددرخلالدورهشاهنشاهیساسانیبهعلتفتوحاتایرانوحرکتجمعیتبهطرفشمالغربیمهاجرتکردهودرسرزمینکردو (KURDU) ساکنشدهوباکردهایآنجامخلوطشدهاندونامآنهاراقبولکردهانداینمردمکهقبلاًبهناممرتیهاشناختهمیشدنددرجنگهایمداوم ساسانیان واشکانیان (پارتها) بارومیهای بیزانسی شرکتداشتهاندوبا روم درجنگبودهاند. ایناندرقرنچهارممیلادیازطرفرومیهابهنامکرچخشناختهمیشدند. برحسبسرزمینولهجههایمحلیکردهایقدیمینامهایکاردوخ (KARDUKH) وکاردیخ (KARDIKH) کهسکنهوبومیانآنبودهاندبراینمردماطلاقشدهاست.

درزمانساسانیانمنطقهامروزیعراقراناحیه آسورستان یا دلایرانشهر مینامیدندوطبقتقسیماتکشوریایرانآنزمان،آسورستانبهدوازدهاستانوشصت تسو (شهرستان) بخششدهبود. بیشتربخششرقیمنطقهامروزیکردستانعراقدرزمانساسانیاندراستان شادپیروز قرارداشت. شمالغربیکردستانعراق استانبالا نامداشت. شهرهایبزرگآندورهدراینمنطقه،اربیل، گرمیان (کرکوکامروزی) و آشب (عمادیهامروزی) بودند.

کردستانپسازورودقبایلعرب

باآغاز حملهاعراب بهرهبری عمربنخطاب درسالهای (۶۳۴۶۴۲م) نواحیاربیل،موصلونصیبینکهنواحیکردنشینبودندبهتصرفاعرابدرآمدبعدازعمر،دردورهجانشینوی عثمان نیزمناطقشمالیکردها ومناطققفقازبهتصرفدرآمد.

درمنابعتاریخیمتقدموعمدتادوقرناولاسلامیکهشاملمغازی ابناسحاق ؛فتوحالشام واقدی ؛ مروجالذهبمسعودی؛تاریخابناثیر؛‌‌سفرنامه ابنبطوطه(قرنهشتم)قاموسالمحیطفیروزآبادی؛الاصابهفیتمیزالصمابهابنحجرواستدرخصوصنحوهمسلمانشدنمردم جبال (نامقدیمکردستاندرزمانساسانیانوهمچنینبرخیازاصحابپیامبرکهکردبودهاندبهصورتجستهوگریختهمطالبیبیانشدهاستکهاستاد حسنمحمودمحمدکریم درسلسلهکتب نگاهینوبهتاریخکُرد ایناسنادراجمعآوریکردهاستکهعمدتادرجلدسومازاینسلسلهکتباستودرخصوصکردستانآنزمانوچگونگیمسلمانشدنمردمکردبدینشرحتوضیحمیدهد:

مردمانکرد درکتابدینیخودمژدهآمدنپیامبریازسرزمیندرختخرماوشترسرخراشنیدهبودندومدامچشمانتظاربودندکهاینپیامبرعدلودادایشانراازستمپادشاهانستمگرایرانورومبرهاند؛اینبودکهباانتشارخبرپیامبریحضرتمحمّد ( ص ) ؛ جاوانکرد (درمنابععربی جابانالکردی)وتنیچندنفررابهنمایندگیازطرفخودبرایتحقیقوبررسیدرموردصدقاینخبرروانهسرزمینعربستانکردند.جاوانازطرفبزرگانکرددرشهرزورهمراهباهیئتی؛‌‌مخفیانهودورازچشمجاسوسانساسانی؛بهمکهمسافرتکردهاست؛درحالیکهنزدیکانوخویشانمحمداوراتکذیبوشکنجهمیکردند؛اینهیئتبهمکهرسیدندوموفقبهملاقاتپیامبر(ص) شدندوپسازدریافتاخبارموثقازدیناسلاموجمعآوریاطلاعاتازایندینجدیدبرایگزارشکارخودتصمیمبهبرگشتبهشهرزوورگرفتندامادونفرازآنهابازنگشتندودرمکهماندگارشدندیکی جاوان ودیگریپسرشکه ابوبصیر نامداشت.اینهیئتبااطلاعاتیکهدریافتکردهبودند؛برایدادنگزارشکارخودبههورامانبازگشتند.

جاوانبهعنوانرابطوسفیرکُردهادرمکهماندهاستوهمراهسایرمسلمانانبهمدینهمهاجرتکردهاستوبهاحتمالقریببهیقینبارهاپیکهاییبهکردستانارسالداشتهویابافرستادگانکُردهامذاکرهداشتهاستوحلقهارتباطیبینکُردهاورسولخدابودهاست.جاوانوپسرشدرمکهپیامبر(ص) راشناختندوبهشماراصحابپیامبرپیوستندوازاینتاریخبهجابانالکردیمعروفشد،پسازهجرتپیامبرواصحابشبهمدینهجابانالکردیبههمراهپیامبربهمدینهمهاجرتکرد؛اماابوبصیرفرزندجابانالکُردیدرمکهتوسطمشرکینزندانیوشکنجهشدهوازهجرتاوجلوگیریکردند.وقتیدرسال۱۵هجریلشکراسلامبهایرانحملهکرد؛مردمکردکهازستمپادشاهانساسانیبهستوهآمدهبودندبهاستقبالاصحابپیامبررفتندولشکراسلام؛کُردوعربباهمدرمقابللشکرکسریجنگیدندواوراشکستدادند.

حضرتعمر (رض)خلیفهٔمسلمینازروی اعتمادبهکُردها فرمانرواییدومنطقهازخاککردستانرابهدوکُردمسلمانواگذارنمود.امااینمردمانپسازشکستدادنسپاهساسانیوبازگشتبهکردستانبهاشاعهدیناسلامدراینخطهپرداختندو بزرگترینمحدثینودانشمنداندرعلوماسلامیتااواخرقرندومکُردوازخطههورامانکردستانبودند.تاجاییکه ماموستاههژار درمقدمهٔدیوانشیخاحمدجزیریازاماممحمّدغزالینقلکردهاست:“علوم دیناسلام برسهپایهبنیادیافتهاستکهعبارتنداز : دینوری؛ آمدیوشهرزوری

پساز حملهاعراب کردهااکثراًبااسلامهمگامشدندوجزدرمواردمعدودیشورشیانجامنشد. هرچندمثلاً محمدبنجریرطبری مینویسد:

درهمینروزخبررسیدکه«موصل»بشوریدهوکرداندرآنجاپراکندهاند. مُسَیببنزُهیر،حاکمکوفه،کهدوستیحییبنخالدبود،بهمنصور (خلیفهعباسی) پیشنهادکردکهکارخواباندنشورشکردانرابهخالدواگذاردکه«اوبرایخواباندنآنشورشتواناست». منصوراینپیشنهادراپذیرفتوخالدرابهحکومتموصلبرگماشت (تاریخطبری،ج۱۱،ص۴۹۷۷).

ضعفقدرتدستگاهحکومتیخلافتدردورهعباسیان

دردورهعباسیانکهبهکمکسردارایرانی ابومسلمخراسانی وایرانیانبهخلافترسیدند،بهعلترقابتامینومأمونپسرانهارونالرشید،قدرتدستگاهحکومتیخلافتتضعیفشد. ازاینزمانبهبعدبااستفادهازضعفدستگاهحکومتیخلافتاعراب،دولتهایمستقلونیمهمستقلایرانیهمدرشرقوهمدرغربایراندوبارهبهقدرترسیدند. درشرقایراندولتهای طاهریان، صفاریان و سامانیان بهقدرترسیدند. درغربایراندولتهای حسنویه، بنیعیاران، آلبویه، فضلویه، هزاراسپیان، مروانیان و ایوبیان بهقدرترسیدند. دراینزمانلفظکردبرایتوصیفنژادیقبایلایرانیبهکارمیرفت.

آتریان

آتریاننامحکومتیکردتباربودکهبعدازسقوطهخامنشیاناستقلالخودراازسلوکیانگرفتندوچندسدهبرآذربایجان،ارمنستان،گرجستانوآرانحکومتکردند.بنیانگذاراینسلسلهآتروپاتمادیبود.

هزبانیان

هزبانیاندودمانیکردتباربودندکهازپیشازمیلادمسیحتاچندسدهپسازهجرتپیامبراسلامکموبیشبرنواحیوسیعیازکردستانحکمرانیمیکردند. قلمروحکومتآناندردورههایمختلفتغییرمیکرد،امابهطورکلیمیتوانگفتازارومیهتااربیلرادربرمیگرفت.

حسنویه

درقرندهممیلادی (۹۵۹محسنبرزیکانی کهرئیسقبایلکردبرزینی (بارزانی؟) بودخودرابهفرمانرواییشرقکردستانرسانیدودینوروهمدانونهاوندرافتحکردودولتمستقل حسنویه (۳۴۸۴۰۵ق) رابنیانگذارد. فرزنداوناصرالدین (۹۷۹۱۰۱۴م) ونوهاشظهیرانهلالابنبدر (۱۰۱۵۱۰۱۴م) میباشندایناناز آلبویه اطاعتمیکردند. حکومتحسنویهتا۴۰۵ق. ادامهیافتهاست. اینسلسلهبهدستبنیعیاران ازبینرفت.

بنیعیاران

بنیعیاران (۴۰۱تا۵۱۱ق) سلسلهمستقلکرددرغربایرانازبازماندگانخاندان حسنویه بودند. آخرینحاکمحسنویهامیرطاهربرزینی،استکهتوسطابوالشوک (حسامالدوله) حاکمسلسلهبنیعیارانازبینرفت. حکومتبنیعیارانتا۵۱۱ق. دوامداشتهاست. باحمله ترکمنهای سلجوقی سلسلهبنیعیارانازبینرفتهومقدماتحکومت اتابکانلرستان بوجودآمد.

هزاراسپیان

اتابکانلرستاندودمانیکردبودندکهبهعنوانکلیحکومتسلسلهمشهوربه هزاراسپیان (هزاراسفیان) استکهازاواخرعصرسلجوقیانبیشازچهارسدهبرنواحیوسیعیدرغربایرانفرمانراندند. خاندان هزاراسپی نامسلسلهایاستکهاز (۵۵۰تا۸۲۷ق)/(۱۱۵۵تا۱۴۲۴م) حکومتکردهاندهزاراسپیان تانیمهاولقرننهمباقیبودندوآخرینایشانکهغیاثالدینکاوسنامداشتبهدستسلطانابراهیمبنشاهرختیموریبرافتادوسلسلهایشانانقراضیافت.

غیرازاینسلسلهیکسلسلهکوچکدیگرنیزدرناحیهٔ لرکوچک حکومتمیکردهوازاوایلقرنهفتمتاقرندهمدرآنناحیهباقیبودهاند. سلسلهامرایناحیهٔ لرکوچک تااواسطقرندهمهجرییعنیتاایامسلطنتشاه طهماسباول صفوی باقیبودندوآخرینایشانکهذکریازاوباقیاستشاهرستمبنجهانگیرملقببهرستمخاناست.

درغربومرکزایرانسلسلهایاز دیلمیان بهنام آلبویه از (۴۴۷۳۲۰ق) کهازمناطقشمالغربیبرخاستهاندنواحیمرکزیوغربیوجنوبیایرانراازتصرفخلفاآزادکردندآلبویه سختنیروگرفتندومدت۱۲۷سالحکومتراندندوچونخلفادربرابرآنهاچارهایجزتسلیمندیدندحکومتبغدادرابهآنهاواگذاشتندوخودبهعنوانخلیفگیواحتراماتظاهریقناعتکردند.

علیبنبویهپسازفتح خوزستان،عازم فارس شدواحمدنیزبه کرمان رویآوردوبهفتحآنولایتنایلآمد (۳۳۴ق.) سپس،به بغداد رفتو المستکفیبالله – خلیفه عباسی – رامطیعخودساخت.

آلبویه هیچگاهبهطورمستقیمدرقلمروحسنویهاعمالنفوذینکردندتازمانشمسالدولهدیلمیکهظهیرالدینراازحکمرانیانداختوقلمرواورامطیعخویشساخت. فرزندانبویهماهیگیرمتصرفاتخودرابینهمتقسیمکردند رکنالدولهدیلمی نواحیشمالیراتصاحبشد؛کهشاملقسمتهایکردنشیننیزبود.

مروانیان

درسال۹۹۰میلادیبههنگاممرگکردبادحکمرانانتصابیخلیفهبرادرزادهاشابوعلیمروان،حکمراننواحیدیاربکر،میافارقینآمیدنی (آمید) ونصیبینرابهدستآورد. اینمناطقبعدازمرگ عضدالدولهدیلمی ازدست آلبویه خارجشدهبود. اینانکهبه مروانیان معروفشدندبعدهاازخلیفهعباسیرویگردانوبهفاطمیانگرویدند.

روادیان

روادیان[۱][۲][۳] (۹۵۵۱۰۷۱[۴])،دودمانیکردتباربودندکهبرتبریز،آذربایجانومُکریاندراواخرقرنهشتمواوایلقرننهممیلادیحکومتمیکردند. روادیاندرنیمهٔدومقرندهموبیشترقرنیازدهممیلادیبرمُکریانوآذربایجانوبخشهاییازارمنستانحکومتمیکردند.مرکزیتتبریزومراغهحکومتآنهابود.

شدادیان

شدادیاننامخاندانیکردازارانارمنستاناستکهدرفاصلهسالهای۳۴۰تا۴۸۰هجریقمریدرنواحیباکو،گنجهوبردعحکومتکردند. نامبرخیازشخصیتهایمهمآنهالشکری،فضلونوابوالاسوارشاوور،دراشعارومنابعتاریخیآمدهاست. شدادیاندرجنگهایاسلامباروم،طوایفگرجیوارمنینقشبرجستهایداشتند.

ایوبیان

صلاحالدینایوبی (۵۳۲ق. - ۱۷صفر۵۸۹ق) یکیازسرداران کرد ومسلمان جنگهایصلیبی بود. ازدوره صلاحالدین سردارانکردتوانستندفراترازمنطقههایکردنشینقدرتخودرابسطدهند. باپیروزیصلاحالدینایوبیدرجنگهایصلیبی،صلاحالدینایوبیبهحکومترسید. ویمؤسسسلسله ایوبیان است.

ایوبیان دودمانیکردتباربودندکهاز۱۱۷۱تا۱۲۶۰/۱۲۵۰مدرمصروسوریهوعراقفرمانرواییکردند. پایتختهایایشان دمشق و قاهره بود. تنهاحلبتاسال۱۳۹۰م. دراختیارخاندانایوبی (ایوبیان) قرارداشت. توانوخصوصیاتجنگیصلاحالدیناورابهعنوانیکیازقهرمانانافسانهایجنگبا صلیبیون درآورد.

کلهرستان

کلهرستاننامحکومتیاستکهکلهرهامقارنباحکومتهایصفویهوعثمانیوپسازتسخیربغدادوتسلطبربخشیازکردستان،لرستانوسپستمامیعراقعربوبهفرماندهیذوالفقارخانکلهرایجادنمودندونامآنراکلهرستاننهادهوبهمدت۱۵سالادامهداشتودراینمدتدرنواحیمذکوربهنامحاکمکلهر«ذوالفقارخانکلهر»خطبهخواندهوسکهزدهشد.

سلسلههایآتریان،هزبانیان، حسنویه، بنیعیاران، فضلویه، هزاراسپیان، مروانیان،شدادیان،روادیان،ایوبیان وکلهرستانو اردلان ازنژادقبایلایرانیکردبودند.

کردستانپسازحملهترکمنهایسلجوقی

همزمانبارویکارآمدنترکمنهایسلجوقی (۵۱۱ق) وپادشاهی سلطانسنجر برایاولینبارایالتیبهنامکردستانتأسیسگردید.

حمداللهمستوفیدرکتاب نزهةالقلوب درسال۷۴۰هجرینخستینکسیبودکهاسمکردستانوشانزدهایلاتآنراآوردهاست:

کردستانوآنشانزدهولایتاستوحدودشبهولایاتعربوخوزستانوعراقعجموآذربایجانو دیاربکر پیوستهاست. آلانی،الیشتر،بهار،خفتیان،دربند،تاجخاتون،دربندرنگی،دزبیل،دینور،سلطانآباد،چمچمال،شهرزور، کرمانشاه (قرمیسین) هرسین،وسطام.

اتابکانترکمن

اتابکانترکمننیزمدتمدیدیقلمروکردهارازیرقدرتخودداشتند؛کهتعدایازآنهابراینمناطقحکومتکردندازقبیل:

۱) نوادگانسبکتکین (۱۱۴۴۱۲۳۲م) دراطراف اربیل کهاولینآنهازینالدینعلیپسرکوچکسبکتکیناست.

۲آلارتق (۱۱۰۱۱۳۱۲م) کهاولینحکمرانآنها اَرتُق است؛کهبردیاربکرومدتیبرحلبوماردینحکومتمیکردند.

شاهانارمنی

۳) شاهانارمنی (۱۱۰۰۱۲۰۷م) کهموسیلهنالقمانقبطیاست. درایندورهاینانبهدلیلمراودهبااعراب،عربشدهبودندولیکردهاتلاشیبرایازبینبردنآنهاانجامندادندیااینوجودکردهازبانخویشراحفظکردند.

کردستانپسازحملهمغول

بعداز حملهمغولبهایران،بهدنبالجنگوزدوخورد جلالالدینخوارزمشاه باآنهاوفراراوبهمناطقشرقیوسپسورودبهایرانوآمدنبهمناطقکردنشین،مغولهاسراسرایرانبرایازبینبردنجلالالدیندرهمنوردیدند. جلالالدینمدتیدرغربایرانحکومتکردکهباروسایمحلیواتابکاندرگیرشد. درسال۱۲۱۳میلادیسلطانجلالالدینخوارزمشاهکشتهشد. هلاکوخانمغولنیزبعدفتحنواحیمرکزیایرانوقلاعاسماعیلیهازطریقهمدانوکرمانشاهبهبغدادرفتوآخرینخلیفهعباسیرااسیروبهطرزفجیعیمقتولکرد. دراینزماندیگرمناطقکردنشینازخطرمغولدراماننبودند. درسال۱۲۵۹میلادیدولشکرازسهلشکرمغولتمامنواحیکردنشینرادرهمدرنوردیدهوبهطرفدریاچهوانرهسپارشدند. درایندرگیریهاغیرازمیافارقینکهیکیاز ایوبیان بهنامکاملمحمدمقاوتیبهخرجدادبقیهمناطقبدونخونریزیشدیدبهدستمغولهاافتاد.

ایلخانانمغول

درسال۱۲۹۷م. کردها اربیل رامحاصرهنمودندوبهلشکرمغولحملهکردند. بعدازمسلمانشدنایلخانمغولبهناممحمدخدابندهکردهابهدلیلمسلمانبودنبااوهمکاریبیشترینمودند. باضعیفشدنایلخانانمغول،امیرانمغولی چوپانیان: امیرچوپانوحسنبزرگ چوپانیان قدرتراتامدتیدردستداشتندکهعاقبتایلخاناندرسال۱۳۴۹میلادیمنقرضشدند. آمدنورفتنفرمانروایانادامهداشتتااینکهقدرتبهامیرانمغولی جلایریان رسیدکهبعدهامناطقکردنشینبهبایزیدرسید.

بعداز جلایریان،ترکمنهای قراقویونلو حکومتیدرکردستانتشکیلدادندکهبعدهاتوسطترکمنهای آققویونلو ازاینمناطقبهعقبراندهشدند.

باظهورتیمورگورکانیمناطقدیاربکروماردینبهتصرفتیمورلنگافتاد. درحملاتتیموربهدلیلاینکهکردهاچادرنشینبودندوبهکوهستانهاپناهبردهبودندکمترآسیبدیدند؛بنابراینتادورهصفویانسرزمینیکهامروزهبهکردستانمشهوراستیکقسمتآنرا جزیره وقسمتدیگررا اردلان مینامندکهگاهتحتحکومتامیرانمغولی جلایریان گاهتحتحکومتترکمنهای آققویونلو وگاهتحتحکومتترکمنهایقراقویونلو بودهاستکهاینانخودبهدستصفویانازبینرفتند.

حکومتصفویان

دردورانحکومت صفویان، شاهاسماعیلصفوی بهرسمیکردنمذهب شیعهگری اقدامورزید. اینرویدادسببشدکردهاکهاکثراًسنیمذهببودندبهصفویهبیاعتمادوبهعثمانیمطمئنومتکیشدند. درآگوستسال۱۵۱۴میلادیکه سلیمیکم پادشاه امپراتوریعثمانی بود، جنگچالدران بینامپراتوریایرانو امپراتوریعثمانی درگرفت. سلطان سلیمیکم دراینجنگتوانستکهنیروهای شاهاسماعیلصفویراشکستدهد. درجریاناینجنگبخشبزرگیازایرانجداشدوبهدستحکومتعثمانیافتاد. اینبخشهاعبارتبودندازکردستانترکیهامروزی،کردستانعراقامروزیوکردستانسوریهامروزی. علاوهبراینسرزمینها،بخشهایینیزازعراقامروزیوهمچنین دیاربکر ازکنترلایرانخارجوضمیمهسرزمینهای امپراتوریعثمانی شد. درنتیجهکردهاواردعرصهنوینیشدند. پسازشکست شاهاسماعیلصفوی۲۵حکمرانکردبهدولتعثمانیگرویدند. ازاینزمانمسئلهمرزهاجزءعواملاختلافایرانوعثمانیشد. درایندوران حکومتاردلان در کردستانایران حکومتمیکرد.

کردستاندرجنگجهانیاول

نقشهکشورکردستانبرپایه پیمانسور

جنگاولجهانی شایدبیشترازهرجایدیگرکردستانراپایمالکردومردمشرادچارفقروگرسنگیوبیماریگردانید. درگیریهایمکرروخانمانسوزدرنواحیمختلفاینسامان،ضمناینکهموجبازبینرفتنکشتزارهاوعلوفهودامهایاینمناطقشد،دستبهدستشدناینسرزمینهابینلشکرهایبیگانهوتاراجهربارهٔهریکازایننیروها،کردهاراازهستیساقطکرد. توشوتوانیبرایکردهاباقینماندهبود. درهمینحالتبلیغاتگستردهوامکاناتازهرلحاظفراوانانگلیسیهابود. انگلیسیهادرهرجاقدممیگذاشتند،پیشازهرچیزبهتوزیعموادغذاییومداوایمردممیپرداختندودرعینحالبههریکازملیتهایزیرپرچمعثمانی،وعدهٔحکومتمستقلمیدادندوخودرادرنظرقشرهایمختلفمردم،یکفرشتهٔنجاتبخشتصویرمیکردند.

پیشازسال۱۹۱۴میلادی،دولتعثمانیامتیازاستخراجنفتموصلرابهدولتهایآلمانوانگلیسواگذارکردهبود. باشروعجنگ،استخراجنفتمتوقفشدوپیشرفتمتفقیندرجنگ،موجبانعقاد قراردادسایکس _ پیکو (بینمارکسایکسانگلیسیوژرژپیکویفرانسوی) درسال۱۹۱۶میلادیشد. دراینقرارداد (کهدرحقیقتیکتوافقنامهبرسرتقسیمسرزمینهایعثمانیبود) شرقترکیهسهمروسیهتزاریمیشد،قسمتاعظمعراقبهانگلیسمیرسیدوشمالغربعراقوکشورسوریهٔکنونی،زیرپرچمفرانسهمیرفت. دلیلچشمپوشیانگلیسیهاازنفتموصلوواگذاریآنبهفرانسهدرقراردادمذکور،اینبودکهنمیخواستندباروسیهتزاریمرزمشترکداشتهباشند. دراکتبرسال۱۹۱۷میلادی،اوضاع روسیهتزاری دگرگونشدوحاکمانجدیدروسیه،یعنی بلشویکها ازحجمدرگیریهایروسیهدرسرزمینهایخاورمیانهکاستند. انگلیسآنپیمانرابیاعتبارخواندوپسازبازیهایسیاسیبسیار،درسال۱۹۱۸، لویدجورج انگلیسیو ژرژکلمانسو فرانسویازسویدولتهایشانبهتوافقرسیدندکهولایتموصلوتوابعآنراانگلیسیهاادارهکنندودرمقابل،سهمیازنفتعایدیآنجارابهفرانسهبدهند.

فروپاشیامپراتوریعثمانی

قبلازآغازجنگجهانیاول، عثمانی بهیکیازناامنترینوبیثباتترینهمسایگانایرانتبدیلشدهبود. بههمیندلیلکشمکشهایمرزیمیاندوکشورتاسقوط امپراتوریعثمانی ادامهیافت. عثمانیهادرمواقعگوناگونازجملههمزمانباجنبشمشروطهخواهیایرانباسوءاستفادهازگرفتاریهایداخلیایران،میکوشیدندتاقسمتهایمهمیازآذربایجانایرانراتحتسیاستوحدتتمامیترکزبانانآسیا،بهقلمرو امپراتوریعثمانی ضمیمهکنند.

هشتسالقبلازآغاز جنگجهانیاول،کردستانایرانوچنداستاندیگرواقعدرغربایران،توسطارتشعثمانیاشغالشدوتحتتسلط امپراتوریعثمانی قرارگرفت. درسال۱۹۱۴جنگجهانیاولآغازشد. سال۱۹۱۴مقارنبودبادورانحکومتاحمدشاهقاجاردرایرانودولتمشروطهٔایران،ضعیفتریندورانخودرامیگذراند. جنگجهانیاولدرزمانیآغازشدکهایرانازجوانبگوناگوناوضاعیآشفته،نابسامان،بغرنجومتزلزلداشت. بحرانفزایندهٔاقتصادی،وضعیتناپایدارسیاسیومداخلاتقدرتهایخارجی،ایرانراتاآستانهٔیکدولتورشکستهپیشبردهبود. بهرغماعلامبیطرفیدولتایران،نیروهایبیگانهازغرب،شمالوجنوبواردخاکایرانشدند. ارتش روسیهتزاری بهفرماندهیژنرال باراتف ازشمالتانزدیکیاصفهانپیشرویکرد. نیروهایانگلیسینیزازجنوبواردخاکایرانشدند. درنیمهٔاولسال۱۹۱۶عملاًسرزمینایرانتحتاشغالقوایسهکشوربیگانهقرارگرفت. ارتش روسیهتزاری گیلانوبخشهاییازآذربایجانومناطقوسیعیازاستانمرکزیکنونیوقموکاشانونطنزوبخشیازاستاناصفهانرااشغالکردند. عثمانیهانیزباپشتیبانیدولتآلمانازمرزهایغربایرانواردخاکایرانشدندوتامرکزهمدانپیشآمدندوازآنجاراهیقفقازومرزهایروسیهشدند. آذربایجانغربی،کردستان،کرمانشاه،همدانوبروجردتحتسلطهٔ امپراتوریعثمانی قرارگرفتهبود. بخشمهمیازجنوبایراننیزبهاشغالانگلیسیهادرآمد. حکومتمرکزیایرانکهفقطتهرانرادراختیارداشتعملاًناچاربهتبعیتازسیاستروسوانگلیس،یعنیمتفقینآنروزشد.

درادامهجنگجهانیاول،ارتش روسیهتزاری توانستبخشهاییازکردستانایرانراازدستنیروهایعثمانیبگیرد. دولتعثمانیاعلامکردکهاینجنگ (جنگعثمانیوروسیهتزاری)،جنگاسلاموکفراست. شیوخکردنیزباصدورفتواآنراتأییدکردندوکردهابرایجهادبهنفع امپراتوریعثمانی اعلامآمادگیکردند.

جنگ،قحطیوگسترشبیماریهاییهمچونوبا،بسیاریازمردمایرانوکردستانرابهکاممرگکشید. هنگامیکهبزرگانکردفهمیدندکهجنگعثمانیوروسیهتزاریبهخاطراسلاموکفرنیستبافرماندهانارتشروسیهتزاریمخفیانهبهمذاکرهنشستندواعلامبیطرفیکردند. دولتعثمانیازکارهایبزرگانکردآگاهشدودستبهکشتارکردهادرکردستانزد. واکنشمتقابلروسیهتزاریچنانعثمانیهارابهعقبراندکهآذربایجانشرقیدربهمن۱۲۹۳ش. بهاشغالارتشروسیهتزاریدرآمد.

درسال۱۹۱۸میلادیجنگجهانیاولباشکست امپراتوریعثمانی پایانیافتامپراتوریعثمانی ازهمفروپاشیدودولتانگلیسخودرادرسرزمینیکهامروزهبهنامکشورعراقمیشناسیم،یکهتازدیدوبهروشهاییرویآوردکهبهکمکآنهااقتدارونفوذشرادرمنطقهخاورمیانه،مستحکمترکند. انگلیسیهابراینیلبهاینهدفازکارگزارانیبسیارورزیدهومطیعسودجستند. کارگزارانیکههریکبهعنوانتحتپوششی،سالهادرآنمناطقزیستهبودندوباجزئیاتساختارهایاجتماعی،اعتقادیواخلاقیمردمآنمناطقآشنابودند.

پسازفروپاشی امپراتوریعثمانی درسال۱۹۱۸میلادی،انگلیسوفرانسهدر پیمانسور باایجادیکدولتکرداعلامموافقتکردندولیسپسدر کنفرانسلوزان ازآنچشمپوشیکردندوموافقتخودراپسگرفتند. بههمیندلیل،شیخ محمودبرزنجی درمناطق کردستانعراق امروزینبرضدانگلیسوبرضدعراقبهپاخاستوتاماهآوریلسال۱۹۳۱مقاومتکرد.

پسازجنگجهانیاولتاجنگجهانیدوم،بیشازهشتقیاممختلفوپراکندهدرکردستانایران، کردستانترکیه، کردستانعراق و کردستانسوریه رخداد. قیامشیخ محمودبرزنجی در سلیمانیه (۱۹۳۲۱۹۱۹)، اسماعیلآقاسمکو (۱۹۳۰۱۹۲۰)، قیامشیخسعیدپیران (۱۹۲۵قیامژنرال احساننوریپاشا رهبر جمهوریآرارات (۱۹۳۰۱۹۲۷)،قیامشیخ احمدبارزانی (۱۹۳۴۱۹۳۱قیام جعفرسلطان درمنطقهاورامانپاوه (۱۹۳۲۱۹۳۱)، قیامدیاربکر (۱۹۳۴) و قیامدرسیم (۱۹۳۷

منابع

 پرشبهبالابه:۱٫۰ ۱٫۱ هادیمحمودی«هورامانسرزمیناهورا»پایگاهخبریتحلیلیسلامپاوه. ۱۳۹۶/۰۵/۰۸.

 «هورامانسرزمیناهورا». هورامانسرزمیناهورا، 1396/05/08.

 پرشبهبالابه:۳٫۰ ۳٫۱ فردوسی،ابوالقاسم (۱۳۹۶). شاهنامهفردوسی. تهران: گویا.

 «هورامانسرزمیناهورا». پایگاهخبریتحلیلیسلامپاوه، 1396/05/08.

 پرشبهبالابه:۵٫۰ ۵٫۱ هادیمحمودی«وروداسلامبهپاوهوقتلعاممردمپاوه»پایگاهخبریتحلیلیسلامپاوه. ۱۳۹۶/۱۰/۲۱.

 پرشبهبالابه:۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ «وروداسلامبهپاوهوقتلعاممردمپاوه». پایگاهخبریتحلیلینوریاو، 1396/10/20.

 پرشبهبالابه:۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ «وروداسلامبهپاوهوقتلعاممردمپاوه». پایگاهخبریتحلیلیپاوه، 1396/10/23.

 پرشبهبالابه:۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ روژبیانی (روزبهانی) ؛ایلجاون،محمدجمیلدایرهالمعارففارسی،،«»،صفحه )ایلجاوان. تهران. صص۳۵۸.

 پرشبهبالابه:۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ قلقشندی،احمد (۱۹۶۳). صبحالاعشى. قاهره. صص۳۷۳.

مردوخروحانی،بابا (۱۳۹۰). «خاندانها». تاریخمشاهیرکرد۳. تهران: انتشاراتسروش.

کردوکردستان - و. نیکیتین - ترجمهمحمدقاضی - نشردرایت۱۳۶۳

کتابتاریخایراندکترخنجی

سیرواننیوز

جستاریدرتاریخکردان

اتابکانلرستاندرایرانیکا

هزاراسپدرایرانیکا

اتابکانلرستانولرکوچکولربزرگدرلغتنامهدهخدا

دیاکونوف. تاریخمان

مردمکُرد، قومایرانی هستندکهدربخشهاییاز خاورمیانه و آسیایمرکزی ودر ایران بهویژهدرشمالشرقوغربایرانزندگیمیکنند.

کشورهایترکیه،عراق،سوریهوایراندارایاقلیتهاییازکردهاهستند. تصرفاتنظامیعثمانیعلیهایرانموجبپخششدنکردهادرچهارکشورخارجازفرهنگایرانی (ترکیه،سوریه،عراق،وشورویسابق) وسیاسیشدنکردهاشد.

کردهادربسیاریازنقاطایران زندگیمیکنند. بخشکردنشینِجداشدهازایران (بهویژهدر جنگچالدران)،امروزهسهناحیهٔ کردستانترکیه، کردستانعراق و کردستانسوریه راتشکیلمیدهند. سهکشور ترکیه، عراق،و سوریه پساز جنگجهانیاول وفروپاشی عثمانی باتوافق انگلستان،درسال۱۹۲۳تأسیسشدند. درجمهوریآذربایجان،جمهوریارمنستان،جمهوریازبکستانوجمهوریتاجیکستاننیزکردهازندگیمیکنند.

جمعیتکردهادرسال۲۰۰۹،حدود۴۶٬۵۰۰٬۰۰۰تا۴۷٬۸۶۳٬۰۰۰تنبرآوردشدهاستکه۸٫۵تا۹میلیونتنازآنهادر ایران زندگیمیکنند

زبانهایکردی پیوستاریاززبانهاوگویشهاراتشکیلمیدهندکهدربسیاریمواقعدرکمتقابلآنهابرایگویشورانمیسرنیست. زبانهایکردیتبارشاملچهارگروهاست: کُرمانجی یابادینانی، سورانی، کردیجنوبی.بیشترکردهامسلمانهستندوسایرآناننیز ایزدی، یارسان (اهلحق)،مسیحی و یهودی هستند. کردهاجشن نوروز وجشنهایمولودیراگرامیمیدارند. نوروزدرمیانکردها جشنقومیاست. درافسانههایکردیمنشأاینجشنرابه کیومرث،نخستینپادشاهپیشدادی،منسوبمیدارند. کیومرثبهکردی«کیموروس»درکوهستانهای رواندوز درشرقشهر«دیانا»بااهریمنمیجنگدوبراوپیروزمیشود. بهاینمناسبت،دستورمیدهددرکوههاوبلندیهاآتشبیفروزندوخبرپیروزیرابههمهجابرسانند. اوفرماندادمردمروزپیروزیراجشنبگیرندوبهمدتنُهروزادامهدهند. بهاینمناسبت،آنرا جهژنینهورۆز نامیدندوبعدها نوروز نامگذاریشد.درودگری، قالی و جاجیم وگلیمبافی (بهویژهقالی بیجار) از صنایعدستی عمدهٔکردهااست.

 

منابع

 

کُردهادراسطورههایایرانی

فردوسی درداستانقیام کاوهآهنگر علیه ضحاکماردوش در شاهنامه بهکُردهاچنیناشارهمیکند:

هنگامیکه ضحاکماردوش برایآرامکردنمارهایرویدوشهایشبهپیرویاز اهریمن دستوردادتاهرروزدوجوانایرانیرابکشندومغزسرهایشانراطعمهمارهاکنند،دراینهنگامدوآشپزایرانیبهنامهای ارمایل و گرمایل بهزیرکیخودرابهدرباررساندندودرآشپزخانه ضحاک مشغولکارشدند.

ایندونفرهرروزیکیازدوجوانراکهرشیدترازدیگریبودرهامیکردندومغزسردومیرابامغزسرگوسفندیمیآمیختندوطعمهمارهامیکردند. تادستکمیکیازدونفررانجاتدادهباشند. جوانرشیدرهایییافتهبهکوههاپناهمیبردودرآنجاچوپانیپیشهمیکردوپنهانیروزگارمیگذرانید.

فردوسی سپسمیگوید:

خورشگر بدیشان بزی چند و میش

سپردی و صحرا نهادند پیش

کنون کُرد از آن تخمه دارد نژاد

که ز آباد ناید به دل برش یاد

یعنیازافزایشنسلاینجواناننژادهورشید،جمعیت«کُرد»پدیدآمد.

فردوسی اززبان کاوهآهنگر هنگامقیامشبرضد ضحاک میگوید :

بپویید کاین مهتر آهرمنست

جهان آفرین را به دل دشمن است

 

همی رفت پیش اندرون مرد گُرد (زبانشناسان به کُرد تعبیر کرده‌اند و البته پهلوان)

جهانی برو انجمن شد نه خرد

کهایناوجحضورکُردهادر شاهنامه فردوسی استکهدرداستان کاوهآهنگر و ضحاک استکهبعدازقیام کاوهآهنگر وپیروزیدربرابر ضحاک؛ فردوسی نژاد«کُرد»رااز کاوهآهنگر میداندکهعمدهایننژادساکنکوهستانهایغربایرانشدندوباازدیادجمعیتشانمتحدشدندو ضحاک راسرنگونکردند.

دلیلاینموضوعبریقیناست. درگذشتهاهوراییایرانزمینحوادثیچونحملهبربرهاواقواممهاجمهمچنینگرمایبیشازاندازهسببمیشدگروهیازآریاییهابهکوهستانهاپناهببرند؛ومعمولاًبرایتأمینمایحتاجروزانهدستبهشکارودامداریمیزدند. بعدازگذشتچندیلقب کورتی (کُردی) یعنیمردمانکوهستانبرآنهاگذاردهشدوایناولینشکلگیرینژادیدرایراناستکهمربوطبههزارهسومقبلازمیلادوحکومتبزرگکوتیهادرایرانمیشودکهسرزمینآنهاکوتیومیادرزبانآشوری گوتیوم نامیدهشد. واژهکُردیاگُردشکلگرفت. بعدهاهمینگوتیومتبدیلبهکشور ماد شدکهاولینحکومتبزرگکُردانشکلگرفت.[۵۰][۵۱][۵۲]

پیشینهٔواژهکرد

گزنفون (فیلسوفومورخیونانیقرنچهارمقبلازمیلاد)،حدود۲۴۰۰پیش،تماممنطقهغربراکُردوکنامیدهیعنیمردجنگیدلیر.[۵۳][۵۴][۵۵][۵۶][۵۷]

شرفخانبدلیسی مورخقرندهمدرکتاب شرفنامه (یا تاریخمفصلکُردستان) درموردلفظکُردمیگوید:

«لفظکُردتعبیرازشجاعتاست،چراکهاکثرشجاعانروزگاروپهلواناننامدارازاینطایفهبرخاستهاند؛مانند رستمزال کهدرایامحکومتپادشاهی کیقباد میزیستهوازطایفهٔاکرادبودهوچونتولداودر سیستان بوده،به رستمزابلی اشتهاریافتهاست»...

"کسانیچون آرشکمانگیر، فریدون، بهرامچوبین،میلادپدرپهلوان گرگین و فرهادکوهکن همگیکُردبودهاند"

وسپسدرموردمعنایواژهٔکُردنتیجهگیریمیکند:

واژهکُردبهمعنیمردجنگیدلیر؛مردشمشیرزنومرددلاوراست.

پیشازمهاجرتآریاها

ریشهواژهٔکردبهدرستیمشخصنیست.[۶۲] رینولدزبراینباوراستنامکردازواژهکردوکهبراینخستینباردریکسنگنبشته سومری مربوطبههزارهسومپیشازمیلادباعنوان«زمینکار-دا»آمدهاستدرارتباطاست. کردوازنظرریشهشناسیمربوطبهاصطلاحآشوری اورارتو کههمانآراراتمیباشداست.[۶۳] بهباورآستریان،منطقیترینتوضیحایناستکهاینواژهبا کیرتیها (یکقبیلهباستانی) درارتباطباشد.[۶۴] اماناللهقرشی قدیمیترینسندرادررابطهباواژهکرد،واژه«بیتقردو» میداندکهدرعهدپادشاهی گیمیلسین از سلسلهسومسلاطیناور درقرن۲۲پیشازمیلادبهکردستانفعلی عراق و ایرانو ترکیه اطلاقمیشدهوحکومتآندرآنزمانبهامیریبهنام وردننر (Vard-nannar) سپردهشدهاست. ویاینواژهراواژه آرامی دانستهاست. درهمانزمانبهمنطقهموسومبه جزیرهابنعمر درآرامیگُزرتایقردو گفتهمیشدهاست.[۶۵] ازنظرقرشیکردیک واژهگیتایی است (واژهایکهدریکزبانمنسوخمعناداشتهواکنونمعنایخودراازدستدادهاست) ومعتقداستکهاینواژه سومری یا آشورینیستوباواژه بابلیای کهبدانشبیهاستومعنایپهلوانداردتنهادرلفظشبیهاست،چراکهبسیارقدیمترازبهقدرترسیدن بابلیهاست ودیگراینکهکرد (قردو) درابتداناممکانبودهوپهلواننمیتواندناممکانباشد.[۶۵]

همانناحیهبیتقردودر جغرافیایآشور،بعدهاتوسطیونانیان کردوئن، کردوئنه یا کردوئنا نامیدهشدواینعقیدهنیزوجودداردکهنامکردبرگرفتهازسرزمینباستانی کردوئنا باشدکهدرجنوب دریاچهٔوان|،جاییمیان موش و دیاربکر امروزیبودهاست.[۶۶][۶۷][۶۸][۶۹][۷۰][۷۱]

اماناللهقرشینامکردوئنرانیزواژهایگیتاییوهندواروپاییغربیمیداندکهدردوران هیتیها بهناحیهمزبوردادهشدهاست. ناماینمحلدراسنادارمنیبهصورت کُردُخوی آمدهکهجزءآخرآنعلامتجمعزبانارمنیاست.[۶۵] برخینیزاعتقاددارندریشهایننامازقومباستان گوتی گرفتهشدهاست.[۷۲][۷۳]

برخینیزاعتقاددارندریشهایننامازقومباستان گوتی گرفتهشدهاست.. اماربطدادنواژهگودیبهکرداشتباهاستکردواژهجدیدپسازاسلاممیباشد.

پسازمهاجرتآریاها

واژهٔکردبهصورت«کورت»در متونپارسیمیانه دیدهمیشودواز پارسیمیانه به زبانعربی بهصورت«کرد»انتقالیافتهاست.[۷۵] بهباور اماناللهقرشی واژهکردوکهپیشترناممکانبوددردوران مادها بهساکنانمحلاطلاقشدوساکنانسرزمینکردوئنرا کردو یا کاردو نامیدند. گزنفون در بازگشتدههزارنفر اینمردمراکُردوک (کاردوخ) خواندهاست.[۶۵] بهباورویدر دوراناشکانی علاوهبرکردوئن (جنوبشرقیارمنستانقدیموهمسایهجنوبیآذربایجان) کهازقدیمکردنشینبودهاست،منطقهموسومبهادیابن (هدیپ) درقلب آشورباستان بهمرکزیت اربیل درکنار رودزاب نیزکردنشینبودهاست.[۷۶]

درچنددههٔاخیراحزابپانکردادعایمادبودنکردهارامطرحکردهاند. درسال۱۹۶۱،یکیازشاگردانمعروفمینورسکیبنامدی. ان. مککنزیکهجزوسرشناسترینمتخصصینفارسیمیانه (پهلوی) وزیانکردیشمردهمیشود،مقالهایباعنوان«ریشههایزبانکردی»نوشت. اوباردایننظر،آنراسیاسیوتحریفتاریخدانستهونوشت: «موضعکردهایمعاصربهتاریخازیکانگیزهبسیارسادهسرچشمهمیگیردوآنهمنیازبهاجدادقهرماناستوازآنجاکهدورهامپراتوریمادهاهنوزبهاصطلاحصاحبیندارد،کردهایمعاصرپنهاننمیکنندکهمیخواهندمادهایباستانرادرایننقشببینند»[۷۷] اودرادامهمینویسد: «امروزهبارشدناسیونالیسمکردیایننام (یعنی«کُرد») چنانبکاربردهمیشودکهگویاشاملهمهمللواقوامساکنبینترکهاواعرابدرغربوایرانیانخودایراندرشرقمیشود. اینتعبیردرمیانمردمایرانی (بهغیرازکردها) شامللرهاوقبایلگورانیهمگردانیدهمیشود»[۷۸] پیشازاومینورسکینیزتبارشناسیکردهابهعنوانتیپیجداگانهدرخاورمیانهراناممکندانستهوانهاتلفیقیازتیپعربی،نسطوری،بابلیمیدانست.[۷۹]

علیجوادیتاریخدانومتخصصاقوامباستانینیزاینادعاراعلاوهبرمنظرنژادی،ازدیدزبانینیزبررسیکردهوانراسیاسیدانستهومعتقداستکهمادهاکهدراواخرهزارهدومواوایلهزارهیکمپ.م. بهفلاتایرانکنونیوازجملهآتروپاتنبعدیآمدند،ازنظرقومیبادههاقبیلهبومیاینمناطقدرآمیختندوزبانشاندرمناطقمادنشینمجموعاًمادی (یعنیگونهغربیوشمالغربیزبانهایایرانی) شد.بههمیتجهتگونههایزبانمادیدردورهپسازهخامنشیانتبدیلبهگونههایمختلففارسیمیانهدرآتروپاتنمیشودوامروزهزبانهایگیلکی،تاتی (ازجملهتاتیجنوبی،آذریباستان)،تالشی،کردی،زازاکیوگورانیمشتقاتمعاصرآنزبانمادیباستانهستندکهبادیگرزبانهاولهجههایایرانیوبخصوصفارسیآمیزشیافتهاند. برهمیناساسازدیداو: "برخلافبرخیادعاها،کردیبهتنهائیباقیماندهزبانباستانمادینیست. تصورچنینچیزیدورازجدیتعلمیاست."[۸۰] اوادامهمیدهد: "بیشکبخشیاز«ترکیبتباری»وژنتیکاکثرکردهابهدورانمادبرمیگردد،لیکنتنهاریشهکردهایمعاصرنیستکهقسمابهمادهامیرسد. آنهابههماندرجهنوادگانمادهایگذشتهوآمیزهبااقواموتبارهایدیگرفلاتایرانوشرقآناتولی-شمالعراقهستندکهآذربایجانیانومردمهمدان،گیلان،استانمرکزی،اصفهانوحتیفارسوعیلامحاملیناینترکیبقومیوتباریبشمارمیروند."[۸۱] بهعبارتدیگرتمامیمردمانساکننواحیمادکوچکوبزرگکهبخشبزرگیازایرانرادربرمیگیرد،حتیاذربایجانیهانیز،هرچندبهزبانهاییمتفاوتسخنمیگویند،چنانکهدیاکونوفاشارهمیکندباقیماندگانمادهایباستانهستندوکردهاهیچجایگاهمتفاوتیبرایمدعیمیراثبریآنهاندارند.[۸۲]

تغییرمعناییواژهکرددردورهپسازوروداعراببهایران

واژهٔکرددردورهپسازوروداعراببهایرانودرمتونعربیواژهکردبهمعنایمردمانکوچنشینوعشایرورمهگردانانتقالیافتوازبارمعناییقدیمیوباستانیخودخارجگردید.[نیازمندمنبع][۸۳] پساز حملهاعراببهایران،ایرانیاندستبهشورشهایمتعددومقاومتزدند (ازجمله بابکخرمدین). مثلاً محمدبنجریرطبری مینویسد:
درهمینروزخبررسیدکه«موصل»بشوریدهوکرداندرآنجاپراکندهاند. مُسَیببنزُهیر،حاکمکوفه،کهدوست یحییبنخالدبرمکی بود،بهمنصور خلیفهعباسی پیشنهادکردکهکارخواباندنشورشکردانرابه خالدبرمکی واگذاردکه«اوبرایخواباندنآنشورشتواناست». منصوراینپیشنهادراپذیرفتوخالدرابهحکومتموصلبرگماشت.[۳۹][۸۴]
بسیاریبراینباورندکهکردوئنههمانمکانیاستکهامروزه کردستان نامیدهمیشود.[۶۷][۶۸][۷۰][۸۵][۸۶][۸۷] و دانشنامهکلمبیا اینارتباطراذکرکردهاست.[۸۸]

برخیازدانشورانقرننوزدهمنظیرجرجرولینسنکردوئنهوکاردوخیراباکردهایامروزییکیدانستندواظهارکردند کاردوخی معادللغویباستانی کردستان است.[۸۹][۹۰][۹۱] برخیمنابعآکادمیکتازهمعتقدندبایدپروتو-کرددانستهشود.[۹۲] نمونههایزیادیازاینگونهنامهاوجودداردکهبهدلیلسختیبیانحرف«خ»درلاتیناست.[۹۳] بااینحالباوربرایناستکهمردمکردوئنابه زبانیایرانی سخنمیگفتهاند.[۹۴] بعدازتمدن کردوئنه یاکردوئناکهدراطراف دریاچهوان بود،اولینمکانیکهکردخطابشدجاییستکهتقریباًمطابقبااستانایلامکنونیتاحدودخانقینکنونیدرعراقبود.[۹۵]شرفالدینبدلیسی حدودکردستانرادرروزگار صفوی ودرکتاب شرفنامه خودذکرمیکندودر شرفنامه سرزمین کردستان وحکامکردرابرمیشمارد.[۹۶] لسترنجمیگویدآنچهدربارهٔاصلایالتکردستانمیگویندایناستکهدردورهامپراتوری سلجوقیان،سلطانسنجرسلجوقیقسمتغربیایالتجبالیعنیآنچهکهازتوابعکرماشانبودجداکردوآنراکردستاننامیدوبرادرزادهخودسلیمانشاهمعروفبهابوهیاایوهرافرمانفرمایآنجاقرارداد.[۴۷][۹۷] غالبمورخانوجغرافیانویسانقدیممانند اصطخری و ابنبلخی و مسعودی مورخنامدارپسازاسلام،واژهٔکردرادردورانتاریخیپساز حملهاعراببهایران بهمعنایکوچنشینانایرانیتباربهکاربردهاند.[۹۶][۹۸]

دردوراناسلامیواژهکردبهمعنایرمهگردانانوکوچنشینانایرانیتباربهکاررفتهاستوطوایفدیگرایرانیرانیز«کرد»نامیدهاند.[۹۹] ازدوران سلجوقیان،مناطقوسیعکوهستانیغربفلاتایران کردستان ناممیگیرد. امامعنایاجتماعیواژهکردهنوزادامهداردوشرفخانبدلیسیکردهارابرپایهٔشیوهٔزندگیواجتماعینزدیک،بهچهارگونهتعریفمیکندکهازنظرزبانوشیوهزندگیازیکدیگرمتفاوتند: کلهر،لر،گورانوکرمانجکهباقومگیلازیکتبارند.[۱۰۰] ولیاومردمانرعیتکهچنینشیوهزندگیرانداشتندیاجزوقبیلهاینبودندراکردحسابنمیکند.[۱۰۱] مینورسکی نیزدررابطهبااینعبارتشرفخانبدلیسیبرایننظراستکه کرمانجی (کرمانجیشمالی، کرمانجیمیانی و کرمانجیجنوبی) راامروزبتوانجزو زبانهایکردی دانست.[۱۰۲]

حمزهاصفهانی درکتابسنی ملوکالارضوالانبیا مینویسد: «پارسیان،دیلمیان (یکیازگروههایمهمایرانیتبار) راکردهایطبرستانمیدانستند - چنانکهاعرابراکردهایسورستان.»[۱۰۳]

یاقوتحموی مردمان ساسون را«الاکرادالسناسنه»میخواند.[۱۰۴]

ولادمیرالکسیویچایوانف میگویدنامکرددرسدههایمیانه (کموبیشازسدهپنجممیلادیتاشانزدهممیلادی) نامیبودکهبرهمهٔرمهگرانوکوچگرانایرانیاطلاقمیشد.[۱۰۵]

مکنزی میگوید:اگربهحدوددورانگسترشامپراتوریعربهانگاهکنیم،خواهیمیافتکهعنوانکردبارمهگروکوچگرداراییکمعنیاست.[۱۰۶]

مارتینفانبراینسن،پژوهشگرهلندیوکردشناسمیگوید :
نامقومی«کرد»کهدرمنابعقرننخستاسلامدیدهمیشودبریکپدیدهرمهگراییوشایدواحدهایسیاسینامیدهمیشدونهیکگروهزبانی. چندینبارحتی«کردهایعرب»درمنابعنامبردهشدند. امادرپایانقرندهممیلادی،ایننامبرایگروههایمتعددرمهدارانوکوچگرانایرانیزبانبهکارمیرفتهاستکهاز دریاچهٔوان تا دریاچهٔارومیه ومناطقیاز قفقاز زندگیمیکردند. اگردرآنزمانروستانشینیبودندکهبهزبانهایکردیامروزتکلممیکردند،هنوزنام«کرد»درآنزمانشاملآنهانمیشد.[۱۰۷]

ولادمیرمینورسکی ایرانشناسومورخوکردشناسنیزمیگوید: درزمانپسازحملهاعراب،لغتقومیکردبرایتیرههایقبایلگوناگونایرانیتباروایرانیشدهبکارمیرفت.[۱۰۸]

ریچاردفرای،ایرانشناسوپروفسوردانشگاههارواردنیزمیگوید:
قبایلهمیشهبخشیازتاریخایرانبودندهرچندمنابعدرموردآنهاکماستزیراآنهاخودتاریخسازنبودند. عنوانفراگیروعامیانه«کرد»کهدربسیاریازکتابهایعربیوحتیپهلوی (کارنامهاردشیربابکان) دیدهمیشودنامیبودکهفراگیرندههمهکوچگرانوچادرنشینانبودحتیاگربامردمانیکهامروزنام«کرد»دارندازپیوندزبانینبودند. براینمونه،برخیازمنابعمردمانلرستانراکردنامیدندوهمچنینقبایلکوهستانوحتیبلوچانکرمان.[۱۰۹]

در کارنامهاردشیربابکان (پاپکان) همکردانبهمعنیعشایر[۱۱۰] وشبانآمدهاست،نهنامونژادیاقبیله. در زبانطبری امروزنیزکلمهٔکردبهمعنیچوپانوشباناست.[۱۱۱] آنچهکهروشناست،تحولواژهٔکردازیکمعنیاجتماعیوشیوهٔزندگیگروههایمختلفایرانیتباربهمعنیقومیامروزآنبسیارطولکشید.[۱۱۲]

ردنظریهیکوچنشینبودناسمکرد

اسمکردبارهادرکتیبههایسومر،آشوروبابلآوردهشدهاست .فردیناندهنربیشلرریشهٔاسمکردراسومریمیداند .

نامکُردمشتقشدهازگوتینهتنهاگوتیومدرکردستانمعاصرواقعشدهاستخودنامکُردتوسطمحققانبهعنوانتنهاشکلتغییریافتهازواژهکهنایرانیگوتیمشاهدهشدهاست.پروفسورهوورتموافقبااشتقاقکُردستانازگوتیومبوده،ولغتباستانیبرایکُردها،کاردوخیویاکاردوبابلیهابرایکُردها،باگوتییکسانمیداند.

هونیگمنبههمینترتیبنامکردازکلمهگوتیمشتقمیکند: کردهابومی،افرادغیرعربکهبرایهزارانسالدرخاورمیانهزندگیمیکردهاند. نامشانازگوتیباستان (گوتی-گورتی-کوردی)،فاتحانبابلمشتقشدهاست. تهلکبراینعقیدهاستکه: دستکمدوخطازتبارقابلمشاهدهاست،کهدربرگیرندهتمامشاخههایخودرادرمنطقهاصلیدرحالحاضرازکُردهاهستند.

اکثریتقریببهاتفاقمحققاناززمینههایمختلفتاریخ،مردمشناسی،مردمنگاریوزبانشناسیکُردهایمعاصررابهعنوانبازماندگانگوتینهایباستانیسومربازشناختهاند.

نامهایمحلیشواهدفراواندرحمایتازارتباطبینکُردهاوگوتیَنهابیشتربهوسیلهنامهایمکانیکُردستانفراهمشدهاست.درواقع،ناممحلیکوهجودیوقبیلهکُردزبانجودیخانلوبقایایفسیلینامپرهیبتپشتسرگذاشتهتوسطگوتیهاهستند.

استرابونتاریخنگاروجغرافیدانیونانیدرکتابجغرافیایمناطقتحتکنترلهخامنشیانازسرزمینکوردستانبهعنوانگوردیاننامبردهاستکهشباهتزیادیبهاسمهکردکنونیوگردایرانیدارد

ای.ام.ارانسکیزبانشناسروسیدرکتابفقهاللغهایرانیمینویسدارمنیهابهکردهاکردوکوسریانیهانیزقردومیگفتند. درکتیبههایتوکولتینینوراپادشاهآشوربارهاازمردمانیبهاسمگوتیوگاهیکورتینامبردهشدهاستدرمتونپارسیمیانهنیزبارهابهاسمکورتخطاببهمردمانکردبرمیخوریمکهایناسمبعدازحملهیمسلمانانوتسلطزبانعربیبرایرانبه (کورد) تغییریافت

جراردرایوردرکتابالکردفیالمصادرالقدیمیهنوشتهاستدرطولتاریخازکردهابهاسمهایمختلفیازجملهکاردو،کوردوئینی،کوردیایوس،کوردیایاوکورتینامبردهشدهاست.

دکترادریسیاندرکتابکردوکردستانازوجوداسمسرزمینکارداکادرکتیبههایسومریناممیبردواسمهایگوتی،کورتیوکاردورایکیمیداندکهتوسطزبانهایمختلفدیگرمللهرباربهیکنحوازآنهانامبردهشدهاست .

گزنفونوآریستوبولوسازسردارانیونانیمردمانکردراکاردووکاردوخینامیدهاندکهتمدنکوردوئنهرادرشمالمیانرودانتشکیلدادند . دانشنامهکلمبیااینارتباطراذکرکردهاست. برخیازدانشورانقرننوزدهمنظیرجرجرولینسنکردوئنهوکاردوخیراباکردهایامروزییکیدانستندواظهارکردندکاردوخیمعادللغویباستانیکردستاناست. «حشمتاللهطبیبی»درخصوصواژهکردمینویسد:

«آنچهاکثرمحققینونویسندگانقدیموجدیدبرآناتفاقنظردارندایناستکهقبلازآمدنقبایلکردایرانیبهناحیهیکردستان،قومکردنژاددیگریبهنام (کاردو) دراینسرزمینساکنودارایتمدنبالنسبهمهمیبودهاندکهبامهاجرینهمنژادخوددرهمآمیختهودرهممستحیلشدندودرنتیجهمهاجریننیزبههماننامنامیدهشدند.»

ابنخلدونازکردهابهعنوانقومیمستقلنامبردهاستکهباعمرابنخطابخلیفهٔدوممسلمانانجنگیدهاند . همچنینمیتوانبهاشارهٔابنوحشیبهالفبایزبانکردیدرکتابشوقالمستهامفیمعرفهالاقلاماشارهکردکهسخنازمستقلبودنقومیبهاسمهکردمیزندکهالفبایزبانیداشتهاند.

تمامیطوایفیکهدرطولتاریخازآنهابهعنوانطوایفکردنامبردهشدهنهتنهاغیرکردنبودهاندبلکهازایلاتمهاجرکردبودندهمچونکردانفارس،کردانسیستان،کردانساسونوغیرهکهاشارهبهکردتباریآنهاداردکهاکنوننیزدرایننواحیسکونتدارندوبایکیازگویشهایزبانکردیتکلممیکنند .

.درکارنامهٔاردشیربابکانچنینآمدهاست: «وساسانشپانپاپکبودوهموارهباگوسپندانبودوازتخمهیدارایدارایانواندرشخداییالاسکندربگریزونهانروشیبودوباکردشپانانبسرمیبرد ....»بنابراینمنظورازاینعبارت "کردشپانان"،یعنیشپانانیکهازتبارکردبودهاندمیباشداگرکردبهمعنیشبانورمهگرداناستچراایندوکلمهبهصورتمضافومضافٌالیهوهمچنینصفتوموصوفبیانشدهاستاستقلالایندوکلمهبهراستیچهانگارهاییرادرذهنمتبلورمیکندبجزاینکهاینکلماتازهممستقلاًوکردمیتواندبهچیزهایدیگرهماطلاقشودمثلاًجنگجویانکردوکشاورزانکرد .ومسلماًمنظورازواژهٔ "کرد" درمتنهایسدهٔسومهجریبهبعدنیزچیزیغیرازنژادکردینیست.

درهمینرابطه«لمبرت»بهنقلازابنبلخیمیگوید: « کردهایپارسبزرگترینپشتیبانقدرتنظامیوجنگیساسانیانبودند.

درخصوصاسمکردمیتوانبهشاهنامهیفردوسیواشعارمولویورودکیاشارهکردکهازکردبهعنوانقومیمستقلنامبردهاست.

بدونشکمعنایواژهیکردنمیتواندشبانیاکوچنشینباشدومعنایآنسادهتروروانترازآنچیزیاستکهماذهنخودراباآندرگیرساختهایموباجستجوکردنوکنکاشدرچندینمنبعتاریخیقبلوبعدازاسلام،میتوانبهراحتیبهمعنایحقیقیآندستیافت.

میتوانواژهیکردرابهعنوانقومیمستقلمعناوتفسیرکرد. هرچنددراینزمینهپژوهشهاییقبلاًبهعملآمدهودرآنپژوهشهاواژهیکردرابهدلیروپهلوانتعبیرکردهاند،امامتأسفانهدراینپژوهشهانهتنهاهیچگونهنقدیبرواژهیشبانوکوچنشینکهبرایواژهیکردتوسطتاریخنویسانقدیموجدیددرنظرگرفتهشدهاستبهعملنیامده،بلکهحتیبهآننیزاشارهاینشدهاست.

تاریخ

چندمردکرددرسال۱۲۵۲ هجریخورشیدی

نوشتاراصلی: تاریخکردها

سوارانکرددرکوههای قفقاز؛ نیویورکتایمز،۳بهمن۱۲۹۳ ه. خ

تحقیقاتنشاندادهکه قدیمیترینساکنین غربایران کهتاجنوب ترکیه وشرق سوریه امتدادداشتهاست،مردمیبهنامکورته؛ کردوکوکرتودرحدود۸۰۰۰سالقبلازمیلادبودندکهریشههایشانبهدامنههای کوهجودی در آرارت میرسدوبعدهااقوامیاز آریاییها کهبهآنها ماد گفتهمیشدازجنوب سیبری حدود۳۰۰۰سالقبلازمیلادکوچکردهکهعمدتاًساکنغربایرانشدندوایناقوامبااقوامقبلیکهکُردنامداشتندودراینسرزمینساکنبودهدرهمآمیختندکهدیگرایناقوامجدیدبااقوامقبلیتمیزدادهنمیشدندوهمگیکُردنامگرفتند وبهمرورزمانموفقبهتأسیساولینحکومتآریاییدرغربایرانبانام حکومتمادها گردیدندونخستینشهرهایایرانرابهوجودآوردند؛ مثلاً همدان را«دیاکو» نخستینشاه ماد بنیاننهادهیاشهرباستانی ملایر (ملایرازدوواژهکُردی«مال»و«آگر»تشکیلشدهبهمعنایخانهآتش).[۱۱۳][۱۱۴][۱۱۵][۱۱۶][۱۱۷]

دیاکونف کهعضو انجمنسلطنتیآسیایی وانجمنشرقشناسیآمریکاو فرهنگستانهنروعلومآمریکا وعضوکمیتهمشورتی دانشنامهایرانیکا وعضومجموعهکتیبههایایرانیاست، درخصوصکُردهاچنیننظریدارد

«اجدادکُردهاوبخصوص مادها توانستندبااستفادهازشگردخود گندم وحشیراکهبسیارریزوباریکبودبه گندم امروزیتغییردهندوباتغییرژنتیکیدراینگیاهپرمصرفکهامروزهجزءاصلیترینغذایمردمجهاناست،توانستهاندبهانسانهایرویکرهٔزمینخدمتبزرگیانجامدهند؛همچنینبرایاولینبارکُردهاحقهمسایگانواستقلالآنانرابهرسمیتشناختهاندوهمچنینکُردهااولینملتقانونگذارجهانهستندواینرادرسنگنوشتههایدورانباستانبهوضوحمیتواندید.»

بهطورکلیازبدوتاریخکوههایبالای میانرودان مسکنوجایگاهمردمیبودهاستکهباامپراتوریهایجلگههایعنیامپراتوریهای بابل و آشور درجنگبودهاندوگاهآنهاراشکستمیدادهاند. طبقنظریهحمدالهمستوفیدرنزهتالقلوبدرقرن۷۴۰ه.قکهاسامی۱۶ولایتکردستانرانامبردهبجزشهرزورکهاکنونجزکشورعراقاستهمگیجزایرانونواحیشمالیعراقازجملهموصل،کرکوکواربیلجزولایاتعربوولایاتدیاربکرذکرشدهاندوکردهایحالحاضرعراقهمگیمهاجرازشهرهایکردنشینایرانهستند. بدلیسیخاستگاهکردهاگورانکهدرکرمانشاهاستمعرفیمیکند مادها پسازورودبه زاگرس اقوامبومیآنجایعنیکاسیها و لولوبیان و گوتیان ودیگراقوام آسیانی رادرخودحلکردندوزبانخودرادرمنطقهرواجکاملدادند. زبانهایکردی (سورانی/کُرمانجی) باسایرزبانهایایرانیمانند فارسی و بختیاری و تالشی و گیلکی و بلوچی ازیکریشهٔواحدهستند.

گرنوتوینفوهر بیشترکردیرانزدیکبه زبانپهلویاشکانی میداند.[۱۲۴]

دردورههایتاریخ،منطقهٔکردستانبخشیازامپراتوریهای ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت. درزمانساسانیانمنطقهامروزیعراقراناحیهآسورستان یا دلایرانشهر مینامیدند. بیشتربخششرقیمنطقهامروزیکردستانعراقدرزمانساسانیاندراستان شادپیروز قرارداشت. پروفسور انلمبتون درتاریخایلاتایران ازقول ابنبلخی مینویسد: «کردانزبدگانلشکرساسانیبودند.»

تمام سرزمینکردستان یکیازایالاتایرانبودهاست. در جنگچالدران (۱۵۱۴میلادی) براثرشکستایراندربرابر امپراتوریعثمانی بخشبزرگیازکردستانازایرانجداشدونصیب امپراتوریعثمانی گردید. حضورکُردهادرحیطهنفوذواقتداردوامپراتوریموجود،خواهناخواهپایکُردهارابهمناقشاتبازمیکرد. براساسقراینتاریخیکُردهابهواسطهساختارقبیلهایورقابتهایدرونقبیلهایبرایحفظاقتداروقدرتخودبدونتوجهبهایدئولوژیومذهبقدرتهایموجودبهیکیازآنقدرتهاگرایشپیدامیکردند. دراینبینهرکدامازدوامپراتوریدارایدیدگاههایواقعبینانهترومنطقیتربودهاند،میتوانستندازاینقوموقبایلدرراستایمنافعخودبهرهبگیرند. بابهرهگیریشاهان صفویه وبعدها قاجاریه ازاهرمقدرتایلهایکرددرمرزهایغربیپساز جنگچالدران، ایران درچندیننوبتبر امپراتوریعثمانی غلبهنمود. هرچنددراینمیانبرخیازایلهایکردجداشدهاز ایران به امپراتوریعثمانی یاریمیرساندندکههیچگاهموفقیتیکسبنکردندوتجاوزاتآنهاباشکستهمراهمیشد. امپراتوریعثمانیسالهابربخشجداشده سرزمینکردستان ازایران،فرمانراندندتااینکهباپایان جنگجهانیاول ونابودیامپراتوریعثمانیمتصرفاتآن: سرزمینکردستان، سرزمینهایعربی، آسیایکوچک و بالکان تدریجاًتقسیمیامستقلگردیدند. بخشجداشدهٔسرزمینکردستانازایران،درنقشهٔجغرافیایامروزیدرسهکشور ترکیه، عراق،و سوریه قرارمیگیرد.

استفادهازنامهایمادیکهمستقیماًبهپادشاهانوسردارانمادیااعلامفرهنگیآنهامرتبطاستدر نامهایکردی بهوفورکاربرددارد. از نامهایکردی مورداستفادهدربینمردمکهباتاریخمادمرتبطاستمیتوانبه: آباکو آترین آتوی آرباکو آرتیکا وهمهٔایننامهایازمدخل۱تا۴۰یکیازکتبمربوطبهنامهایکردیوبخشحرفآبرداشتشدهکهخودناشیازوسعتایننامهااستالبتهچوننامجدیدهستندوهدفیجزملتسازیندارندومردودمیباشد.

جمعیتوسرزمینکردستان

بهعلتاینکهآمارگیریدقیقیازجمعیتکردهاانجامنگرفتهاست،تمامآمارهایارائهشدهتخمینیهستند. بنابربرآوردهایغیررسمیجمعیتومساحتاینمنطقهبهطورتقریبیدرسال۲۰۰۹،تا۳۰میلیون[۴۱] تندرمنطقهایبهوسعت۱۹۰۰۰۰کیلومترمربعاست. ناحیهزیستکردزبانهاعمدتاً کوهستانی استکهازشرقبهدامنههایشرقیکوههای زاگرس منتهیمیشود. ازاینقسمتبهطرفجنوبوحدفاصلهمدانو سنندج امتدادمییابد. درطرفجنوبهم کرمانشاه،وتاجنوباستان ایلام وازطرفدیگربه کرکوک و موصل ختممیشود. ازشمالبهطرف ماردین، ویرانشهر و اورفه امتدادیافته،آنگاهازشمالبهطرف ملاطیه وحوزه رود فرات میرودتابهکمالیهمیرسد. درقسمتهایشمالیکردستانمحدودبهکوهستانهای مرگانداغ و هارالداغ استکهبهطرف ارزنجان و ارزروم امتدادمییابد. البتهدرتماممناطقذکرشدهبسیاریاقوامغیرکردزباننیززندگیمیکنند.

کوههایاینمنطقهدرزمستانپوشیدهازبرفاستودرتابستانباآبشدنبرفها،بهمانندفرشیسبزرنگاززیباترینمناطقدیدنی جهان میشود. چراگاههایآنکهدردورانهایدورپرورشدهندهٔاسبهایمادیبودهاندامروزهنیزبرایچرایرمههاودامهای ایلهایکردایران ازاهمیتبهسزاییبرخوردارند. مناطقکردستاناگرچهکوهستانیاستاماهمینمناطقکوهستانیدارایدرههایوسیعوحاصلخیزینیزاست.

زبانکردی

کردیازریشهزبانهایایرانقبلاز حملهاعراببهایران است. اینگویشازعربیوترکیتأثیرچنداننپذیرفتهوکمابیش اصیل ماندهاست. زبانکردیدارایادبیپهناوراست. قدیمتریننوشتهبهزبان پهلویاشکانی قبالهایاستکهازاوراماندرکردستانبهدستآمده.زبانکردیبادستهشمالیلهجههایایرانیغربیواززبانهایمهمدستهشمالغربیبهشمارمیرودوصاحبشعرهاوتصنیفها،قصههاوسنتهایادبیاست.

زبانکردیبهسهدستهٔ۱.  شمالییا کرمانجی (شاملسنجاری،جدیکانی،ارفی،بوتانی،بایزیدی،هکاری،سورچی،کرمانجیخراسانی،شکاکی،وانی،شمدینانی،جزیریوبادینانی)۲. میانییاسورانی (شامل مکریانی،پشدری،خوشناوی،اربیلی،اردلانی،سلیمانیهای،ورماوهای،گرمیانی،کرکوکی،بنگردی،رواندزیو جافی)[۱۳.جنوبی یاکلهری (شامل: کردیایلامی، کلهری، لکی کردیبغدادی)۴. زازاکییازازاییدرمحدودهٔگویشهایشمالیاست (شامل:کردکی. کرمانجکی. دملکی)۵. هورامییاگورانیدرمحدودهٔگویشمیانیاست (شامل: حلبچهای. پاوهای. مریوانی) تقسیممیشود. درکلزبانکردیمیانجیدوزبانبزرگقبلازاسلامهستندیعنیپارتیاشکانیوپهلویساسانیکههرچهبهشمال برویمزبانکردهابهپهلویاشکانینزدیکمیشودوهرچهبهسمتجنوببیایمبهزبانپهلویساسانینزدیکمیشوددرکلزبانکردیبهپارسینزدیکتراستتااشکانی،زبانهایگورانیوزازکیهمبهپارتیاشکانی_ مادینزدیکترند.مککنزیپسازبررسیبسیاریازگونههایزبانهایایرانیدرمقالهمعروفشبنام«ریشههایزبانکردی» مینویسد: «وظیفهنخستمنبایدتعریفزبانکردیازطریقتعیینمشخصاتیباشدکهآنراازدیگرلهجههایایرانیمتمایزمیکند. متأسفانهبایددرابتدایاینبحثاعترافکنمکهنتایجیکهبهآنرسیدهام،عموماًمنفیهستند،زیراتقریباًدربرابرهرمشخصهویژهزبانکِردی،یکمشخصهمشابهدردستکمیکلهجهدیگرایرانیوجوددارد»آنگاهاودرادامهاینمقالهبهتحلیلومقایسهخصوصیاتدستوریوصرفی (مورفولوژیک) کردیبادیگرزبانهایایرانیمیپردازد،تابانمونههایمختلفنظرخودراثابتکندکهکردینیزماننددیگرشاخههایخانوادهزبانهایایرانی،یکیازاینزبانهاستمانندبلوچیویالُری،تاتیآذریویاگیلکی. بنظرمککنزیوویندفورکُردیازنزدیکترینزبانهایایرانیبهپارسیباستان(هخامنشی) استوحتیدردورهایتحتتاثیرزبانپارتیبودهاستکهمیدانیمریشهاشدرشرقدریایخزربودهودرزماناشکانیانزبانپارتیتقریباًهمهگونههایزبانهایایرانیازجملهفارسی،کردی،تاتی،زازاکیوبلوچیوگورانیراتحتتاثیرخودقراردادهاست .
زبانکردیدر عراق درکنار زبانعربی رسمیاست. در ارمنستان نیزبهعنوانزباناقلیتشناختهمیشود.زبانکردیدر ایران بهعنوانیکزبانمحلیپذیرفتهشدهاگرچهرسانههابرایعدماستفادهازآنوجایگزینیآنبافارسیتلاشمیکنند. درترکیههمکردهاباوجوداینکهبزرگتریناقلیتکشورهستندامازبانشانبهرسمیتشناختهنمیشودبهطوریکهحتی لیلازانا نمایندهٔپارلمانترکیهبهجرمصحبتکردنبهزبانکردیدرسال۱۹۹۴درحینادایسوگنددرپارلمانترکیهبه۱۵سالحبسمحکومشد.درسوریهفدراسیونشمالسوریهدرکنارزبانعربیکردیهمدرمدارستدریسمیشود.
درکشورهای ترکمنستان، قزاقستان، آلمان و سوئد نیزاقلیتکردزبانزندگیمیکنند. دوگویشگورانیو زازاکی توسطبسیاریاززبانشناسانبهعلتتفاوتباسایرگویشهایکردی،درزمرهٔزبانکردیشناختهنمیشوند. البتهگویشورانایندوزبانازنظرقومیتجزمردمانکردتبارهستندوخودشانراکردمیدانند.

دین

دیناکثریتمردمکرد اسلام است. بیشترکردهامسلمان سنی وپیروفقه شافعی هستند.اکثریتکردهایاستانآذربایجانغربیمسلمانوسنی شافعی هستند. در استانکردستان نیزاکثریتسنیهستند،امادرشرقاستاندرشهرستانهای بیجار و قروه کردهایشیعهواقلیتیازکردهاییارساننیززندگیمیکنند. دراستان کرمانشاه بخشی سنی وبخشیپیروآئین یارسان (اهلحق) وبخشیهمشیعه هستند؛ودر ایلام تقریباًهمهٔمردم شیعه هستند. اکثریتکردهایکرمانجشمالشرقایران (خراسان) همشیعههستندوکردهایساکندراستانهایمازندرانوقزوینبرخیشیعهوبرخییارسانهستند. درکردستانعراقاکثریتبامسلماناناهلسنتاستولیاقلیتیازدیگرادیانومذاهبمانند ایزدی و یارسان (کاکهای) همدرآنجازندگیمیکنند درکردستانترکیهاقلیتیارکردهای علویمذهبدراستانهای تونجلی و حکاری زنگیمیکنند.لازماستذکرشوددوطریقت قادریه و نقشبندیه مریدانزیادیدرکردستاندارندوهنوزهمدر خانقاهها مشغولبه ذکر هستند.سایرکردهانیزاز بجورانها ،زرتشتی، مسیحی یا یهودی هستندکهبیشتردرکشورهایاروپاییسکوتدارند.

فرهنگوآدابورسوم

نوشتاراصلی: فرهنگکردی

بوکهباران،ازآدابورسومبارانخواهیدرکردستاناستکهدرایام خشکسالی یاسالهاییکهمیزانبارندگیآنکماستبرگزارمیشود. بوکبهمعنیعروسکاست. دختراننوجوانروستابااستفادهازدوتکهچوبعروسکیساختهولباسیازپارچههایرنگیبرتنآنعروسکمیپوشانندوبرایآن سربندی درستمیکنند. سپسآنعروسکرادردستمیگیرندودرحالیکهشعرمیخواننددرکوچههامیگردند. هنگامعبور«بوکهباران»ازکوچههااهالیبرآنعروسکآبمیپاشندبهنیتاینکهبارانوگندمدرآنسالفراوانباشد. اهالیهدایاییمانندتخممرغ،پولیاگردوبهدخترانمیدهند. دخترانپسازگذراندنبوک (عروسک) ازهمهکوچههاآنرابهقبرستانیازیارتگاهموجوددرروستامیبرند،سپسآنرامیسوزانندیابهآبمیاندازندوهدایایجمعآوریشدهرابینخودتقسیممیکنند. اهالیروستایهشمیزازدهستانژاورودشرقی،بخشمرکزیشهرسنندجدرمنطقهایسردوخشکدر۳۶کیلومتریجنوبغربسنندجبهاینعروسک«بووکهچووینه»(bokâ cuwina) گویندوآنعروسکچوبیرادرگهوارهایگذاشتهومیچرخانند. ایندخترانهنگامچرخاندنعروسکدرکوچههااشعاریراآوازواروآهنگینوبهصورتدستهجمعیمیخوانند.

ازجملهاعیادیکهدرتمامیکشورهایاسلامیونیزدرایرانبرگزارمیشود،اعیاداسلامیاست. کردهابرایرسومواعیادمذهبیمانند عیدقربان، عیدفطر وبهخصوصمیلادمحمدارزشبسیاریقائلند. دردوعیدفطروقربانمردمبااقامهنمازمخصوصعیددرحالیکهلباسنوبهتندارندبهدیدوبازدیدیکدیگرمیروند. علاوهبراین،جشن عیدمبعث پیامبراسلامازشکوهویژهایبرخورداراست. اینجشندرماهرجبکهسراسرسروروشادیاستبرگزارمیشود. دراینمراسمغذاهاینذریازجملهنوعیآشمخصوصطبخمیشودودرمیانمردمتقسیممیگرددوهمراهباآنمراسمذکردراویشونواختن دف وخواندناذکارمخصوصشاملمولودیخوانی،حمدوستایشپیامبراسلامونیایشبهدرگاهخداوندنیزاجرامیشود. البتهمولودیخوانیدرماههایدیگرسال،نیزجزماههایمحرموصفربرگزارمیشود.

مناطقکردنشینایران

نوشتارهایاصلی: ایلهایکردایران و بخشهایکردنشینایران

پراکنشمردمکرددرایرانبراساساستانها

نواحیکُردنشینایرانشامل: قسمتعمدهایاز استانآذربایجانغربی ازناحیه ماکو شروعمیشودوبادربرگرفتنبخشهایمرکزی (شهرهاییمانندارومیهوسلماس) وغربیاستانوبرخیازشهرهایجنوب آذربایجانغربی،شاملدیگراستانهایغربایرانیعنیبیشترمناطق استانکردستان ( اردلان )، کرمانشاهو ایلام وبخشهاییاز استانهمدان میشود؛ودرقسمتجنوبیدریاچهارومیه،شهرستانهای اشنویه، مهاباد، بوکان، پیرانشهر، سردشت،بخشهاییازنقده، تکاب و شاهیندژ کردنشینهستند. نیمیازجمعیتاستانخراسانشمالینیزکردهستند.درسایراستانهانیزبهخصوص خراسانرضوی،گیلان، البرز، تهران ، مازندران و اردبیل اقلیتکردوجوددارد. دراستانیزدشهر ابرکوه روستامهرآبادیکاقلیت۵۰۰۰نفریکردوجوددارد. شهرکرمانشاهپرجمعیتترینشهرکردنشینایراناست اینشهردرقرنیازدهمیلادیکهتمامبخشهایکردستانقسمتیازحکومتسلجوقیبودبهعنوانمرکزکردستانشناختهمیشد.درآمیختگیوهمزیستیکردهایارومیهومناطقشمالیترباهمسایگانترکسببشدهکهبسیاریازعناصرفرهنگکردیگروههایقومیکُرد،ازجملهزبان،جایشرابهزبانوفرهنگترکبدهد؛ازاینروایوانفشناساییهویتکردهایکرمانجایرانرامشکلدانستهاستوآنهاراترکزبانانیمیداندکهرفتهرفتههویتکردیراازدستمیدهند.

ژنتیکوتبار

کردهاازقومهایموردتوجهآریاییگرانبودهاند. باورعمومینزدآریاییگراناینبودهاستکهچونکردهامردمانیکوهزیبودهاند،نسبتبهخویشاونداندشتی/شهریخودازاختلاطبانژادهایدیگردوربودهاند. دردهههایپیشاز جنگجهانیدوم کهنظریههاینژادبرتروآریاییگریخصوصاًازنوعموبورِاروپایشمالیشیوعداشت،کردهایمناطقکوهستانیرابراساسنظریهٔگهوارهٔاروپایشمالیآریاییهادرزمرهٔآریاییهایبلندقامت،موبوروچشمآبی (Homo europeus nordicus) طبقهبندیکردند. فونلوشنبههمانندیزیستبومکردهاوفرمانروایانهندو-ایرانیمیتانیدر۳۵۰۰سالپیشازایناشارهکردهاست.

قائلشدنریشهٔایرانیوبهتبعآنهندواروپاییبرایکردان،ازلحاظتاریخیبدینسبببودهاستکهکردیاززبانهایایرانیاست. پسفرضیهٔایرانیتباربودنکردانباتوجهبهقراینزبانشناختیبودهاستونه ژنشناختی.

پژوهشهایمیانرشتهای،بهویژهبانظردر دیانآی اینمردمان،تصویرپیچیدهتریازواقعیتترسیمکردهاند. طبقیکیازپژوهشها،قدیمتریننیاکانکردانازاخلافبومیاناولیه هلالخصیب درعصر نوسنگیبودهاند. جایگاهجغرافیاییایشانبیرونایرانامروزیجاییدرشمالغربیآنمیبود. ایرانیزبانشدناینبومیانچندهزارهسپستر،درپیدرآمدنچندینموجنخبگانجنگاورایرانیزباناز آسیایمیانه بهسرزمینهایایشانبودهاست.

ازجملهنتایججالبیکهازمطالعاتژنشناختیگرفتهانددربررسیژنتیکیبخشیازمردمخاورمیانهاست. براینمونهاظهارشدهاستکهیهودیانبهکردان،ترکهاوارمنیهانزدیکترندتابههمسایگانعربخود.

ازسویدیگریکمطالعهژنتیکیبرروی دیانایمیتوکندریایی اقوامایرانینشاندادهکهبیشترکردهایایرانبههاپلوگروپHVتعلقدارند. هاپلوگروپJبا۲۰درصدوU7با۸درصددررتبههایبعدیقرارگرفتندکههرسهآنهاازهاپلوگروپهایمخصوصاورآسیایغربیهستند. مقایسهدوبدوینوکلئوتیدهایتغییریافتهنشاندادکهکردهابیشترینشباهتدرالگویدیایایمیتوکندریایی (نسبمادری) رابهگیلکهاوبیشترینتفاوترابابلوچهادارند.

 

نظرات بازدیدکنندگان